العلامة المجلسي

268

حياة القلوب ( فارسي )

يكى از اين سه حالت باشد : مرا ياد كن در وقتي كه به غضب آئى ؛ ومرا ياد كن در وقتي كه ميان دو كس حكم كنى ؛ ومرا ياد كن در وقتي كه با زنى تنها در جائى باشى كه ديگرى با شما نباشد « 1 » . وبه سند معتبر از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه : چون نوح عليه السّلام حيوانات را داخل كشتى مىكرد ، بز نافرمانى نمود ، پس حضرت نوح آن را انداخت به ميان كشتى ودمش شكست وبه اين سبب عورتش چنين مكشوف ماند ؛ وگوسفند مبادرت كرد به داخل شدن كشتى ، پس نوح دست به دمش وعقبش ماليد وبه اين سبب دمبه بهم رسانيد كه عورتش پوشيده شد « 2 » . وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : نجف كوهى بود كه بر روى زمين كوهى از آن بزرگتر نبود ، وآن همان كوه بود كه پسر نوح عليه السّلام گفت كه : « پناه به كوهى مىبرم كه مرا از آب نگاهدارد » « 3 » ، پس حق تعالى وحى نمود بسوى كوه كه : آيا به تو پناه مىبرند از عذاب من ؟ پس پاره پاره شد بسوى بلاد شام وريگ نر مىشد وجاى آن درياى عظيمى شد ، وآن دريا را « نى » مىگفتند ، پس آن دريا خشك شد گفتند كه : « نى جف » ، يعنى درياى نى خشك شد ، پس اين نام آن دريا شد وبه بسيارى استعمال ، نجف گفتند ، زيرا كه بر زبانشان سبكتر بود « 4 » . وبه سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السّلام منقول است كه : چون حضرت نوح عليه السّلام از كشتى به زمين آمد ، أو وفرزندان أو وهر كه متابعت أو كرده بود هشتاد كس بودند ، پس قريه‌اى بنا كرد كه در همانجا فرود آمد وآن را « قرية الثمانين » نام كرد ، زيرا كه هشتاد تن بودند « 5 » .

--> ( 1 ) . خصال 132 . ( 2 ) . علل الشرايع 494 و 597 ؛ عيون أخبار الرضا 246 . ( 3 ) . سورهء هود : 43 . ( 4 ) . علل الشرايع 31 . ( 5 ) . علل الشرايع 30 .